هــرزه می نامی

دخــتری را

که تـار مـویی بیـرون روسـری دارد

یا دست عاشقی... در دست

ولی مـن

هـرزه تـو را می خوانم

کـه هـر سخن بی اساسی

با ذهـن ات همـبسـتر می شود

و افکــاری این چنین

حـرام زاده

در دامـنـت می پـرورانـد...



/ 0 نظر / 13 بازدید